11 ماهگی گل پسرم
جوجه کوچولو داری بزرگ میشی
داره یک سالت کم کم تموم میشه و حرکاتت روز به روز جالب تر و شیرین تر
این ماه مثل ماهای دیگه پیشرفت زیاد داشتی عشقم
مهمترینش اینکه بسرعت دستاتو میگیری به در و دیوار و راه میری عزیزم
حرفایی که میزنی( گ گ و ماما و بابا و د د و اکبر (دایی)و عمه
دو سه روزه که شدیدا عاشق هواپیما شدی و تا میبینی اینقد دست و پا میزنی که هر لحظه ممکنه از ذوقش منفجر بشی مامانی حتی وقتی تو خونه هستیم صداشو که میشنوی به سقف خونه نگاه میکنی و دستاتو میگیری بالا
عشق مامان این ماه یه ویروسه خیلی بد اومد سراغتو 4 شب و 4 روز تب داشتی تا 40 درجه و نزدیکه 400 گرم لاغر شدی شبا تو خواب جیغ میزنی و گریه گریه
ولی خدا رو شکر ذیروز خوب شدی ولی همچنان بی قراری میکنی
عزیزم ماه دیگه تولدته 
میخوام با تم زنبوری برات یه جشن تولد کوچولو بگیرم 
همه طراحی های تم تولدت رو خودم انجام دادم (ساعتها با عشق نشستم پای تزئیناتت نفسم)
شایانی ماشالا ماشالا(وحشتناک شیطون شدی) طوری که مامان جرات نمیکنه هیچ جا بره حتی خونه مسعودجون
چون هر جا بریم کنفیکون میشه 
هفته پیش خونه مامانی رفتیم اینقد از در و دیوار بالا رفتی که بابایی پشیمون شد که چرا رفتیم و گفت دیگه نمیریم
ولی عشقم تو شیطونی نکنی کی بکنه (شیطونیت هم قشنگه )
برات کلی عکس میزارم از زندگی که برام درست کردی
از وایسادنات 
از کمک کردنات
الهی من قربونت برم که همه دار و ندار منی 
شایان جونم بعد از اتمام مریضیت برای اینکه خستگی مریضی از تنت بره بیرون با بابایی بردیمت شهربازی
از تعجب چشم از اسباب بازیها برنمیداشتی و کلی ذوق کرده بودی عکساشو برات میزارم عزیزم
خدا نگهدار تو همه نی نی های ناز مامانا و باباها باشه عزیزم
جوجه در اتاقش


اینجا تب شدید داشتی عشقم و همش تو بغل بابا و مامان

اینم از اون زندگی کنفیکونی که بهت گفته بودم
مبلا برعکس
کف رو تشک پهن کردیم که با سرو کله زمین نخوری
تلویزیون داره به سقف نزدیک میشه
سرگرم کننده ترین اسباب بازی هم جاروبرقی
اینم منم

اینم عکس تو ماشینت تا میزاریمت خمار میشی و خواب میری عزیزم

این یکی از بهترین عکسای شایان و مسعود جون
البته با زحمت بسیار دایی محمد که روی عکس کلی کار کرده... مرسی دایی جون

اینم عکسای شهربازی



به نام پسر به کام پدر



11 ماهگی گل پسرم
